تبليغاتX
...::::اندیشه فردا::::...کنگان....::::..

...::::اندیشه فردا::::...کنگان....::::..

شاید آنروز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت!

سلام دوستان عزیز


دوستان عزیز من به دلایلی دیگه آپ نمیکنم

یعنی در اینجا رو تخته کردم.

موفق و پیروز باشید

یا علی

نوشته شده در 88/06/29ساعت توسط | |

از نظر پزشکی برایم ثابت شد که حرف الف که کلمه "الله" با آن شروع می‌شود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس می‌شود، به ویژه اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی می‌دهد...

 
یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان اخیرا تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده که ذکر کلمه جلاله "الله" و تکرار آن، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند.

این پژوهشگر غیرمسلمان هلند می‌گوید:


 پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن می‌خوانند، به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه جلاله "الله" و تکرار آن، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب می‌دهد.

وی در ادامه افزود: بسیاری از این مسلمان که روی آنان تحقیق می‌کردم از بیماری‌های مختلف روحی و روانی رنج می‌بردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر "الله" کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم زیرا تأثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تأثیری چشمگیر و عجیب بود.

این پژوهشگر هلندی همچنین گفت: از نظر پزشکی برایم ثابت شد که حرف الف که کلمه "الله" با آن شروع می‌شود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس می‌شود، به ویژه اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی می‌دهد. حرف لام که حرف دوم "الله" است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان می‌شود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه "الله" تشدید دارد نیز در تنظیم و ترتیب تنفس تأثیرگذار است. اما حرف هاء حرکتی به ریه می‌دهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تأثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب می‌شود.

به راستی که قرآن کریم در آیه‌ای کریمه می‌فرماید: "الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکر الله ألا بذکر الله تطمئن القلوب". با توجه به اینکه در ماه شعبان و در آستانه ماه مبارک رمضان به سر می‌بریم، نیک است ذکر نام جلاله را فراموش نکنیم.

نوشته شده در 88/06/04ساعت توسط | |
نوشته شده در 88/06/03ساعت توسط | |

اگر مخالفان خود را به‌ پای چوبه‌ی اعدام می کشانی ! بدان‌ صاحب عقلی هستی بسان طناب .
و اگر مخالفان خود را به‌ زندان می فرستی! بدان صاحب عقلی هستی بسان قفس .
و اگر با مخالفان خود به‌ جنگ درمی افتی! بدان صاحب عقلی هستی بسان چاقو .
و اما اگر با مخالفان خود به‌ بحث و گفتگو می پردازی و آنها را متقاعد می سازی و به‌ سخنان حق آنها قناعت می کنی! بدان صاحب عقلی هستی‌ بسان عقل

نوشته شده در 88/05/27ساعت توسط | |

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

چه جمعه ها که يک به يک غروب شد نيامدي 

 چه بغضها که در گلو رسوب شد نيامدي

خليل آتشين سخن ؛ تبر به دوش بت شکن 

 خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي

براي ما که خسته ايم نه ؛ ولي

 براي عده اي چه خوب شد نيامدي

 تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

دوباره صبح ؛ ظهر ؛ نه غروب شد نيامدي

بر چهره پر ز نور مهدي صلوات ..... بر جان و دل صبور مهدي صلوات ..... تا امر فرج شود مهيا بفرست ..... بهر فرج و ظهور مهدي صلوات

نوشته شده در 88/05/15ساعت توسط | |
 
توی این دنیا از بچگی ، ما تعلیم داده می شیم و قوانینی برای ذهن بی برنامه و خالی ما وضع میشه که از طرف خانواده ، دوست ، مدرسه و اجتماع خودآگاه ، نا خودآگاه ، مستقیم، یا غیرمستقیم، ارادی و غیرارادی در مغز کوچیک ما جا گرفته که پاک کردن و از اول نوشتن قوانین اراده فولادی و تمرین خیلی زیاد می خواد .
 

غازها وعقاب ها  

توی زندگی ، تفاوت آدم ها در نگاهشون به زندگی ، به اندازه تعداد اونهاست . همون طور که صورت ها و ظاهر ادم ها با هم فرق داره ، در افکار و رفتارشون با هم تفاوت دارن .

به نوعی می شه گفت هر انسانی یک کتابه . تا زمانی که بازش نکنی و نخونیش ،اون رو کامل نشناختی .. اصلا هم اسون نیست چون گاهی بعضی کتاب ها اونقدروحشتناک هستند که تا چند وقت از خوندنشون کابوس می بینی و آشفته می شی ولی گاهی خوندن بعضی کتاب ها مثل قران ، حافظ ، اشعار سهراب تا سال ها مستت می کنه چون یک جمله اش می تونه روحت رو دوباره از اول جلا بده و دلت رو صاف کنه ..

توی این دنیا از بچگی ، ما تعلیم داده می شیم و قوانینی برای ذهن بی برنامه و خالی ما وضع میشه که از طرف خانواده ، دوست ، مدرسه و اجتماع خودآگاه ، نا خودآگاه ، مستقیم، یا غیرمستقیم، ارادی و غیرارادی در مغز کوچیک ما جا گرفته که پاک کردن و از اول نوشتن قوانین اراده فولادی و تمرین خیلی زیادمی خواد .

دکتر وین دایر در کتاب عظمت خود را دریابید بحث جالبی می گه :

می گه ادم ها دو دسته هستند غاز ها و عقاب ها . هرگز نباید عقاب ها رو به مدرسه غازها فرستاد و نباید افکار دست و پا گیر غازها فکر عقاب ها رو مشغول کنه . کسی که مثل غاز هست و تعلیم داده شده نمی تونه درست پرواز کنه و به خار و خاشاک گیر می کنه که مانع پروازش می شه . ولی عقاب رسالتش اوج گرفتنه . عقابی که مثل غاز رفتار می کنه از ذات خودش فرار می کنه .

بدترین چیز ندونستن قوانین عقاب هاست . این که ندونیم چطوری عقاب باشیم

* غازها همه مثل هم فکر می کنند و همیشه هم ادعا می کنند که درست فکر می کنند . افکارشون کپی شده هست و اصلا خلاقیت نداره . اکثر مواقع هم همگی با هم به نتایج یکسان می رسند چون دقیقا مثل هم فکر می کنند .

عقاب ها می دونند زمانی که همه مثل هم فکر می کنند در واقع اصلا کسی فکر نمی کنه .

* غازها همیشه می دونند غاز دیگه چطوری زندگی کنه بهتره ! هر کسی جای کس دیگه تصمیم می گیره . برای همین اکثر یا دیر به بلوغ  می رسن و یا اصلا بالغ نمی شن .

عقاب ها به خلاقیت ذهن هر کس اعتقاد دارن و در زندگی ماهیگیری به فرد یاد می دن و نه ماهی . در محله عقاب ها هر کسی جای خودش باید فکر کنه و کسی مسئولیت زندگی کس دیگه رو به عهده نمی گیره .

* غازها از جسمشون بیش از حد کار می کشن و تمام توان داشته و نداشته رو به کار می گیرن و به نتایج دلخواه نمی رسن .

عقاب ها اول تمام جوانب کار رو در نظر می گیرن ، باتوجه به تجارب قبلی و برنامه ریزی های ذهن خلاقشون تصمیم می گیرند و بعد شروع به کار می کنند . عقاب ها ایمان دارند که تلاش جسمی به تنهایی اصلا برای کار کافی نیست .

* غازها حریم شخصی ندارند و بارها و بارها وارد حریم خصوصی عقاب ها می شن چون حرمت ندارند .

عقاب ها به حریم شخصی هر فردی احترام می زارن و قاطعانه به افرادی که وارد حریم خصوصی اونها می شن تذکر می دن .

* غازها باید همه رو راضی نگه دارند و تمام تلاششون رو در روابط می کنند که همه انسان ها ، تک به تک از اونها راضی باشند . به جای انجام وظایف و رسالت خودشون ، رضایت همه اطرافیان رو با هر زحمتی شده به دست می یارن چون اگر به دست نیارن احساس خلا می کنند ..

عقاب ها می دونند که به دست اوردن رضایت همه افراد امکان نداره و نیمی از مردم همیشه با نیمی از افکار اونها مخالفند و این وظیفه یک عقاب نیست که مخالفانش رو راضی نگه داره .

* غاز نه نمی گه و همش شاکی هست که چرا باید اینهمه به دیگران توجه کنه .

عقاب در مواقعی که لازم هست ، به راحتی نه می گه .

* غاز شرط اول ارتباط رو صمیمیت بیش از حد می دونه .

عقاب شرط اول ارتباط رو احترام متقابل می دونه .

* غاز نمی خواد باور کنه که دشمنی داره .

عقاب می دونه که باید دشمنش رو ببخشه ولی بهش اعتماد نمی کنه .

* غاز از تجربیات درس نمی گیره و فقط آزار می بینه .

عقاب بعد از گذروندن سختی مسئله ، به فکر پذیرش مسئله و درس های ممکنه هست ..

* غاز از دلش هیچ وقت حرف نمی زنه ..

عقاب با دلش زندگی می کنه .

* غاز یا احساسیه و یا منطقی .

عقاب می دونه که در دورانی از زندگی باید مغز رو پرورش و ورزش دارد و در دورانی دیگه باید دل رو نوازش داد و به حرف های دل بها داد .

* غاز اشتباه نمی کنه .

عقاب می دونه اگر هیچ وقت اشتباهی نکرده ، دلیلش اینه که اصلا دست به عملی نزده .

* غاز جای دیگران زندگی می کنه ..

عقاب می دونه که باید به دیگران کمک کنه ولی جای کسی نباید زندگی کنه چون تجربه خود بودن رو از اون فرد گرفته .

* غاز همیشه همه کار می تونه انجام بده .

عقاب می دونه چه کارهایی رو می تونه انجام بده و چه جایی باید اعلام کنه که از عهده اون بر نمی یاد .

* غاز همیشه مجبوره .

عقاب همیشه مختاره و اگر به جبر روزگار مجبور شد کاری رو انجام بده ، می پذیره و می گه : ترجیح می دم این کار رو انجام بدم .

* زمان غاز تفریح مشخص نیست .

عقاب برای تفریحش برنامه ریزی می کنه و می دونه که فاصله خالی این نت تا نت بعدی در موسیقی ، دلیل دل نشین بودن اون هست .

* غاز همیشه ناراضیه و شاکی و همیشه در حال شناخت عامل این بدبختی هست .

عقاب همیشه راضیه و می دونه هر سختی هم پایانی داره . عقاب باور داره ان مع العسر یسرا .

* غاز عبادت عادتش شده .

عقاب تکرار و عادت و روزمرگی رو مرگ دل و پرستش می دونه .

* غاز نسبت به عقاب یا احساس برتری می کنه و یا احساس ضعف .

عقاب باور داره برتری وجود نداره . اصل فقط تفاوت است که باعث برتری کسی بر کس دیگه نمی شه .

* غاز زیاد از مغزش کار می کشه البته بدون بهره وری لازم .

عقاب مفید فکر می کنه و از اشتباهاتش درس می گیره .

* غاز می خواد غاز باشه چون غاز بودن و نپریدن خیلی اسون تر از پرواز و اوج گرفتن هست .

عقاب بر عقاب بودن اصرار داره ، حتی اگر بارها به مدرسه غازها رفته باشه و به خاطر عقاب شدن بهای سنگینی رو بپردازه .

**** یک نکته کنکوری برای عقاب ها

غازها همیشه می خوان یک عقاب یک جور دیگه باشه ، یک جور دیگه عمل کنه ! براشون ارتباط هیچ وقت کافی و رضایت بخش نیست .

دقت کن : غاز چون خودش رو نپذیرفته و خودش رو درست نمی شناسه ، از تو می خواد که یه جور دیگه عمل کنی ! هیچ وقت براش رضایت بخش نیستی و عملا بهت می گه که براش کافی نیستی چون همیشه یه کاری کم کردی !

سعی کن خودت باشی و بهترین نقش رو داشته باشی (به عنوان دوست - همسر - خواهر - برادر - بچه) ولی سعی نکن که خودت رو مجبور کنی که طبق خواست اون خودت رو تغییر بدی . اون ناراضی به دنیا اومده و از دنیا میره . از زندگی عقب نیفتی چون قرار نیست که غاز باشی .

عقاب باشید و سربلند

نوشته شده در 88/05/15ساعت توسط | |

بعضی وقتها آدم دلش می گیرد. یکی عصرهای جمعه و دیگری بعد از یک امتحان.آنیکی با شنیدن یک خبر و ... . بعضی ها هم خیال خودشان را راحت کرده اند؛ دلی برای خودشان نگذاشته اند که بخواهد بمیرد!

بعضی وقتها سایه آدم هم با او غریبه می شه. انگار بازیگر شده.بعضی وقتها هم قهر می کند. انگاری بچه شده است. بعضی وقتها هم قایم موشک بازی در می آورد. انگار دلش گرفته و به هر نحوی که شده می خواد دلش را خوشحال کند. شاید هم خوشی به زیر دلش زده!

نمی دانم چرا ؛ ولی هوای دلم ابری شده. اما نمی دانم چرا این ابر امانت داری می کند و باران درون خود را رها نمی کند تا سبک شود. چرا نمی بارد تا زلال ترین چشمه روی گونه هایم بوجود بیاید.

این روزها سایه ام از من شکایت می کند. می گوید چرا به فکرم نیستی. می گویم وقت ندارم. می گوید وقت برای همه یک اندازه است. اما برنده کسی است که از زمان به خوبی استفاده کند. می گویم می ترسم که نتوانم. می گوید نترس! ترس برای کسی است که تنها باشد. تنها هم کسی است که خدا را نداشته باشد. به "تنهایی" به عنوان یک واژه در فرهنگ لغت بیندیش. اگر خدا را داشته باشی تنها نیستی. چون بیش از یکی هستی. چون به غیر خودت وجودی هم همیشه در کنارت هست. حتی در لحظه هایی که خیلی از حواست حساسیت های خودشان را از دست می دهند.

از نمی توانم هم صحبت نکن که حالم گرفته می شود! غیر ممکن غیر ممکن است. تا وقتی که توکل کنی ضرر نمی کنی. اگر شد که شد اگر هم نشد به حساب حکمت و مصلحت بگذار.

به حرفهایش گوش دادم. لبخندی به صورتم می آید و به راهم ادامه می دهم.

نوشته شده در 88/05/08ساعت توسط | |
 

آیا دوست خوبی هستید؟ آیا دوستانی دارید که قدرشان را بدانید؟ آیا دوست دارید دوستی خود را بهبود بخشید؟ آیا شریک زندگی شما بهترین دوست شماست؟

به عنوان مشاور ازدواج ودرمانگر خانواده٬ 27 سال است که به بسیاری از مردم کمک کرده ام تا مشکلات خود را با دوستان حل کنند و دوستی های سالم تری را خلق کنند. همین اصول در مورد روابط عاشقانه هم کاربرد دارند. در حالت ایده آل٬ شریک زندگی شما بهترین دوست شماست.

موارد زیر٬ برخی از اشتباهاتی هستند که دوستان مرتکب می شوند و اینکه چگونه می توانیم رابطه را بهبود بخشیم:

اشتباه شماره 1) سعی می کنید طرف مقابل را اصلاح کنید. 
راه حل: از او بپرسید که آیا از شما کمک می خواهد یا چیزی هست که در آرزوی آن باشد یا نه. در بعضی موارد تنها باید شنونده بود یا اینکه فقط به آنها بگویید که اگر جای او بودید چه کار می کردید.

اشتباه شماره 2) صبور نیستید.
راه حل: صبور باشید. همه ما زمانی که دیگران در مقابل ما صبوری به خرج می دهند٬ از آنها سپاسگزاری می کنیم.

اشتباه شماره 3) نمی بخشیم.
راه حل: وقتی کسی دسته گل به آب می دهد٬ او را ببخشید. همه ما اشتباه می کنیم.

اشتباه شماره 4) احساسات دیگران را نادیده گرفته یا آنها را مورد قضاوت قرار می دهیم.
راه حل: احساسات دیگران را بپذیرید و به آنها کمک کنید که به طور سازنده احساسات خود بروز دهند.

اشتباه شماره 5) هر چه دوستتان می گوید به خودتان می گیرید.
راه حل: درک کنید که آنچه دیگران می گویند یا انجام می دهند٬ بازتاب خودشان است نه شما.

اشتباه شماره 6) در برابر نگرانی های دیگران بی تفاوت هستید.
راه حل: زمانی که دیگران آزرده خاطر هستند٬ با مهربان بودن٬ اطمینان دادن و گوش کردن به سخنان آنها٬ در آغوش گرفتن آنها و غیره٬ به آنها آرامش بدهید.

اشتباه شماره 7) به دیگران می گویید که چه کار کنند.
راه حل: با راه حل های برنده – برنده٬ به آنها کمک کنید مشکلات خود را حل کنند.

اشتباه شماره 8) به موفقیت دیگران حسادت می کنید.
راه حل: وقتی کسی موفقیتی را تجربه می کند و به هدفش می رسد٬ برای او شادمانی کنید.

اشتباه شماره 9) وقتی درگیر روابط عاطفی می شوید٬ دوست خود را فراموش می کنید.
راه حل: به برقراری ارتباط با دوستان خود ادامه دهید حتی اگر درگیر روابط عاطفی شده اید.

اشتباه شماره 10) افکار و احساسات خود را از آنها دریغ می کنید.
راه حل: به طور دوستانه درباره افکار و احساسات خود با آنها صحبت کنید و برای اینکه مسئولیت گفته های خود را بر عهده بگیرید٬ آنها را با عباراتی مانند "من احساس می کنم" یا "من گمان می کنم" آغاز کنید.

اشتباه شماره 11) زیر قول خود می زنید.
راه حل: به عهد خود وفادار باشید یا پیش از آنکه بخواهید در توافق های خود تغییری ایجاد کنید٬ آنها را مطلع سازید.

اشتباه شماره 12) برای دوستی ارزش قائل نیستید.
راه حل: بفهمید که شما ارزش داشتن دوستانی حمایت کننده و دوست داشتنی را دارید.

اشتباه شماره 13) به دوستان خود عادت می کنید.
راه حل: بگذارید آنها بدانند که برای شما اهمیت دارند و شما بخاطر دوستی با آنها سپاسگزار هستید.

اشتباه شماره 14) انتظار دارید به شما کمک کنند تا بر تنهایی خود فائق آئید.
راه حل: اگر خودتان را دوست داشته باشید٬ برای رفع نیازهای خود به دیگران وابسته نمی شوید.

اشتباه شماره 15) دوست خود را با مشکلاتی که دارید بمباران می کنید.
راه حل: اول از آنها بپرسید آیا تمایلی به شنیدن مشکلات شما دارند یا نه و سپس مختصر و مفید صحبت کنید و مستقیما سر اصل مطلب بروید. انگاه بر خود مشکل تمرکز کنید.

اشتباه شماره 16) پیشرو یا پیرو آنها باشید.
راه حل: یکدیگر را به عنوان دو انسان با قدرت برابر ببینید.

اشتباه شماره 17) برای دوستان خود وقت ندارید.
راه حل: اوقات خوبی را به دوستان حامی و یاری رسان خود اختصاص دهید.

اشتباه شماره 18) سعی می کنید آنها را مثل خودتان کنید.
راه حل: به آنها همانطوری که هستند احترام بگذارید و بدانید که چطور باید یکدیگر را کامل کنید.

اشتباه شماره 19) مراعات ادب و احترام را نمی کنید و موجب ایجاد رنجش می شوید.
راه حل: به دوستان خود احترام بگذارید و مهربان باشید.

اشتباه شماره 20) می خواهید از او سوء استفاده کنید. 
راه حل: خودتان را به حدی دوست داشته باشید که خودتان را از روابط همراه با سوء استفاده بر حذر دارید.

اشتباه شماره 21) از آنها انتظار دارید درمان گر شما باشند.
راه حل: اگر به درمان تخصصی نیاز دارید٬ به دنبال پزشک بگردید.


Helene Rothschild / سولماز فروتن
مجله موفقیت / شماره 170

نوشته شده در 88/05/03ساعت توسط | |
        تنهایی زیباست

            زیرا خدا تنهاست

                  زیرا چیزهای خوب را تنها آفریده

                                    زیرا تنهایی آغاز تفکر است

                                                        آغاز راه رسیدن

                                                                        رسیدن به...

                                                                                آنچه لیاقت اش را داریم

نوشته شده در 88/04/30ساعت توسط | |
روزي مرد کوري روي پله‌هاي ساختماني نشسته و کلاه و تابلويي را در کنار پايش قرار داده بود روي تابلو خوانده ميشد: من کور هستم لطفا کمک کنيد . روزنامه نگارخلاقي از کنار او ميگذشت نگاهي به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اينکه از مرد کور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت ان را برگرداند و اعلان ديگري روي ان نوشت و تابلو را کنار پاي او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صداي قدمهاي او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسي است که ان تابلو را نوشته بگويد ،که بر روي ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چيز خاص و مهمي نبود،من فقط نوشته شما را به شکل ديگري نوشتم و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هيچوقت ندانست که او چه نوشته است ولي روي تابلوي او خوانده ميشد:
 امروز بهار است، ولي من نميتوانم آنرا ببينم  !!!!!
     وقتي کارتان را نميتوانيد پيش ببريد استراتژي خود را تغيير بدهيد خواهيد ديد بهترينها ممکن خواهد شد باور داشته باشيد هر تغيير بهترين چيز براي زندگي است.
حتي براي کوچکترين اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مايه بگذاريد اين رمز موفقيت است ....

لبخند بزنيد

نوشته شده در 88/04/22ساعت توسط | |
 

آموخته ام که
مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست
بودن است.


 آموخته ام که
 هرگز نبايد به هديه اي از طرف
کودکي، نه گفت.

آموخته ام که
گاهي تمام چيزهايي که يک نفر ميخواهد
 فقط دستي است براي گرفتن
 دست او، و قلبي است براي فهميدن
 وي.

 آموخته ام که

راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني
 در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در
بزرگسالي است.


 آموخته ام که
 زندگي مثل يک دستمال لوله اي است،

هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم
 سريعتر حرکت مي کند.
 

آموخته ام که

پول شخصيت نمي خرد.

 آموخته ام که
 تنها اتفاقات کوچک روزانه است که
زندگي را تماشايي ميکند.

 آموخته ام که
خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد

 پس چه چيز باعث شد که من
 بينديشم مي توانم همه چيز را در يک
روز به دست بیاورم.

 آموخته ام که

چشم پوشی از حقایق
آنها را تغييرنمیدهد. 
 
آموخته ام که

 اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان.

 آموخته ام که
 وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار
 لبخندي جدي از سوي ما را دارد.

 آموخته ام که

 هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که
عاشق بشویم .

 آموخته ام که
 زندگي دشوار است، اما من از آن سخت ترم.

آموخته ام که
 فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند،
 بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده 
 ما را تصاحب خواهد کرد.

آموخته ام که
 لبخند ارزانترين راهي است که مي
 شود با آن، نگاه را وسعت داد...

چارلی چاپلین

نوشته شده در 88/04/19ساعت توسط | |
نوشته شده در 88/04/12ساعت توسط | |

 

 1. گولی گولی   2. بووات پیرن یا جهال   3. گاذر بازی   4. بوجیکا فر   5. شنبه یکشنبه

6. اتو تل توت متل    7. تیر بیا     8. جیجه خروس     9. سنگ بازی    10. ملا برس

 11. هفت سنگ    1۲. حوسی    13. گل و گلابی   1۴. کپرک      15. چیش گرگو

16. گوگوسال فنگل پنیر  17. تیر مویه بازی      18. قلا زنگ     19. دوس     20. شه پهنو

21. شنداز      22. گرگته یا کنبرکی کنارکی    23. هپ گلپ    24. خارسنگ یا خار چنگک

25. کل گنج یا گاو زایمان   26. جزجزک یا جز بازی    27. چو کیلی یا دار کلیدار   2۸. کلاچو

2۹. بره بره بازی   30. انچی چک فیکه بده   31. کوک   3۲. کنده   3۳. گل بگیر شده

 34. خرمن چن من  35. هله هله گرگ چمبری   36. دختر شاه پریان  37. جهنم و بهشت

 38. اشکله       39. کشتیر    40. چیل چیل.

 

سنگ بازی:

بچه ها این بازی را در دریا اجرا می کنند ابتدا بازیکنان منتظر می مانند شیئی را (سنگ سفید و سخت) که همه آنرا می شناسند به وسیله شخصی به دریا پرت شود بازیکنان به دو بیله ی مساوی تقسیم شده و با هم در یک زمان زیر آب غوص می کنند نفر هر بیله سنگ مخصوص را پیدا کرد باید بدون اینکه کسی متوجه شود به وسیله شنا آنرا به ساحل برساند در این صورت بیله اش برنده شده و به کول بیله دیگر سوار می شوند و مسافتی در دریا یا خشکی می روند. البته هنگامیکه نفر یک بیله سنگ را پیدا کند و نفری از بیله دیگر او را ببیند بلافاصله از زیر آب او را دنبال می کنند. اگر توانستند سنگ را از دستش بگیرند آن دسته برنده شده  و به ترتیب بالا بازی از نو شروع میشود.

 

دوستان احیاناً اتو مزبیت در مورد بازیا چی بیشتری بلد هاکنین از اصل کتاب استفاده هاکنین.

 (کیفتو کوک بشت)

 منبع:استان بوشهر سرزمین آفتاب و دریا

 

 

نوشته شده در 88/03/31ساعت توسط | |
 

 

پسرک از پدر بزرگش پرسید
پدر بزرگ درباره چه می نویسی؟

:پدربزرگ پاسخ داد

درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی، تو هم مثل این مداد بشوی


:پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید

!اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام-

پدر بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی


صفت اول : می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد

صفت دوم : باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود ( و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر) پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی


صفت سوم : مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است

صفت چهارم : چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است

و سر انجام پنجمین صفت مداد : همیشه اثری از خود به جا می گذارد. پس بدان هر کار در زندگی ات می کنی، ردی از تو به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی و بدانی چه می کنی

نوشته شده در 88/03/22ساعت توسط | |
سلام به دوستان گل

این چند روز شور و شوق انتخاباته. امیدوارم یکی بر سر کار بیاد که فقط حرف نزنه.ما عمل میخوایم آقا. کم حرف بزنن عمل کنن.به نظر شما کدوم یک از این نامزدها میان سر کار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حالا جمعه معلوم میشه دیگه

کنگان هم که یک گروه طرفدار فلانی یه گروه طرفدار بهمانی !!!!!!

حالا جمعه می بینیم فلان یا بهمان میاد بر سر کار

ای کنگونیا همتون سی کسی که لیاقت داره رای بدید ....

 

 

نوشته شده در 88/03/20ساعت توسط | |