تبليغاتX
...::::اندیشه فردا::::...کنگان....::::..

...::::اندیشه فردا::::...کنگان....::::..

شاید آنروز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت!

نوشته شده در 88/04/12ساعت توسط | |

 

 1. گولی گولی   2. بووات پیرن یا جهال   3. گاذر بازی   4. بوجیکا فر   5. شنبه یکشنبه

6. اتو تل توت متل    7. تیر بیا     8. جیجه خروس     9. سنگ بازی    10. ملا برس

 11. هفت سنگ    1۲. حوسی    13. گل و گلابی   1۴. کپرک      15. چیش گرگو

16. گوگوسال فنگل پنیر  17. تیر مویه بازی      18. قلا زنگ     19. دوس     20. شه پهنو

21. شنداز      22. گرگته یا کنبرکی کنارکی    23. هپ گلپ    24. خارسنگ یا خار چنگک

25. کل گنج یا گاو زایمان   26. جزجزک یا جز بازی    27. چو کیلی یا دار کلیدار   2۸. کلاچو

2۹. بره بره بازی   30. انچی چک فیکه بده   31. کوک   3۲. کنده   3۳. گل بگیر شده

 34. خرمن چن من  35. هله هله گرگ چمبری   36. دختر شاه پریان  37. جهنم و بهشت

 38. اشکله       39. کشتیر    40. چیل چیل.

 

سنگ بازی:

بچه ها این بازی را در دریا اجرا می کنند ابتدا بازیکنان منتظر می مانند شیئی را (سنگ سفید و سخت) که همه آنرا می شناسند به وسیله شخصی به دریا پرت شود بازیکنان به دو بیله ی مساوی تقسیم شده و با هم در یک زمان زیر آب غوص می کنند نفر هر بیله سنگ مخصوص را پیدا کرد باید بدون اینکه کسی متوجه شود به وسیله شنا آنرا به ساحل برساند در این صورت بیله اش برنده شده و به کول بیله دیگر سوار می شوند و مسافتی در دریا یا خشکی می روند. البته هنگامیکه نفر یک بیله سنگ را پیدا کند و نفری از بیله دیگر او را ببیند بلافاصله از زیر آب او را دنبال می کنند. اگر توانستند سنگ را از دستش بگیرند آن دسته برنده شده  و به ترتیب بالا بازی از نو شروع میشود.

 

دوستان احیاناً اتو مزبیت در مورد بازیا چی بیشتری بلد هاکنین از اصل کتاب استفاده هاکنین.

 (کیفتو کوک بشت)

 منبع:استان بوشهر سرزمین آفتاب و دریا

 

 

نوشته شده در 88/03/31ساعت توسط | |
 

 

پسرک از پدر بزرگش پرسید
پدر بزرگ درباره چه می نویسی؟

:پدربزرگ پاسخ داد

درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی، تو هم مثل این مداد بشوی


:پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید

!اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام-

پدر بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی


صفت اول : می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد

صفت دوم : باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود ( و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر) پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی


صفت سوم : مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است

صفت چهارم : چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است

و سر انجام پنجمین صفت مداد : همیشه اثری از خود به جا می گذارد. پس بدان هر کار در زندگی ات می کنی، ردی از تو به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی و بدانی چه می کنی

نوشته شده در 88/03/22ساعت توسط | |
سلام به دوستان گل

این چند روز شور و شوق انتخاباته. امیدوارم یکی بر سر کار بیاد که فقط حرف نزنه.ما عمل میخوایم آقا. کم حرف بزنن عمل کنن.به نظر شما کدوم یک از این نامزدها میان سر کار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حالا جمعه معلوم میشه دیگه

کنگان هم که یک گروه طرفدار فلانی یه گروه طرفدار بهمانی !!!!!!

حالا جمعه می بینیم فلان یا بهمان میاد بر سر کار

ای کنگونیا همتون سی کسی که لیاقت داره رای بدید ....

 

 

نوشته شده در 88/03/20ساعت توسط | |
شناخت تاریخچه،علل پیدایش و چگونگی توسعه و رشد و روند آن در ادوار گذشته شهرستان کنگان یکی از سرزمینهای کهنسال ایران که قریب به 2350 سال تاریخ پر فراز و نشیب پشت سرگذاشته است.حوزه ساحلی خلیج فارس و دریای عمان از دیرباز محل آمد و شد اقوام،قبایل مختلف بوده است که از اطرف و اکناف دنیای قدیم –آسیا و آفریقا به قصد تجارت و سیاحت و سیاست به این خطه سفر می نموده اند،منطقه کنگان نیز از این ویژگی برخوردار بوده است و مردان این سامان به لحاظ موقعیت جغرافیایی صیاد و دریانورد بوده اند. میرزا حسن قصابی در کتاب فارسنامه ناصری چنین می نویسد:« بلوک کنگان از گرمسیر است فارس از جنوب شیراز است.در ازای آن از نخل تقی تا قریه بنک سیزده فرسخ و پهنای آن از نیم فرسخ نگذرد. این بندر رشد خود را پس از ویرانی سیراف از اوایل قرن بیستم شروع نمود. سرکنسول فرانسه در بندر بوشهر که از کنگان دیدن نموده است می نویسد: « در بندر کنگان به سال 1911،(250) خانوار زندگی می کردند که حدود 200 نفر از این جمعیت یهودی و تعبیر عرب و عجم (غیر عرب) بوده اند و عمده تجار و بازرگانان شهر در این دوره یهودی بوده اند. میرزا حسن قصابی در کتاب پیش گفته موقعیت بلوک کنگان و آب و هوای آنرا چنین توصیف می کند: کنگان محدود از جهات شرق،شمال به بلوک گله دار و از طرف مغرب و جنوب به دریای فارس،هوای این بلوک از ماه ثور تا میزان (اردیبهشت تا مهرماه) گرم و بسیار مرطوب و شکار آن کبک و تیهو و مرغ کبک انجیر است. بعد از جنگ جهانی دوم و مهاجرت یهودیان به فلسطین ،لطمه اقتصادی جدیدی نیز به منطقه وارد گردید و گذشته از کاهش جمعیت و سرمایه هنگفنی نیز خارج گردید . با پیشبرد سیاستهای جدید رژیم پهلوی در دهه 40 و جایگزینی آرام سرمایه داری وابسته بجای اقتصاد کشاورزی شهر کنگان نیز به دوره جدیدی از شهر نشینی و مناسبات اجتماعی-اقتصادی همراه می گردد.رشد فیزیکی شهر در این مرحله بصورت خطی و به موازات ساحل انجام می پذیرد که خود نشانگر اهمیت صیادی و تجارت خارجی است. وجه تسمیه: وجه تسمیه کنگان بنا به اظهارات تاریخ نویسان و برخی ریش سفیدان محلی و کتب موجود دارای چند نظریه است که عبارتند از: نظریه اول: طبق اظهارات برخی ریش سفیدان محلی کنگان به محض فرورفتگی خشکی در دریاست.گفته می شود کنگان یا گنگان –گنگ رودخانه مقدس در هندوستان-یا بنا به گفته محمد علی سید السلطنه و «کنگاو» از لغات با ریشه سانسکریت است که در پی مهاجرت اولین شعبه آریائیها که در هزاره های قبل از میلاد از شمال دریای خزر به سمت جنوب سرازیر شدند،در منطقه رایج شده و در آثار ایلامی ها که حکومتی مقتدر در جلگه خوزستان تشکیل داده بودند نیز دیده شده است. نظریه دوم: وجه تسمیه کنگان همانطور که در سفرنامه نئارک یا نئارص فرستاده اسکندر مقدونی که مأمور شناسائی نواحی شمالی خلیج فارس بوده آمده است « پس از گذشتن از دهانه رود سند،جزایر قشم و کیش و گاوبندی و بندر رشیدی امروزی به « بندر کوگانا» یا بندر کنگان فعلی رسید و در حدود 21 روز در آنجا توقف کرد. مساحتش شهر کنگان: مساحت مطالعاتی شهر کنگان،738 هکتار معادل 3894/738 مترمربع می باشد که از این میزان 17% (معادل 125 هکتار) به کاربری مسکونی 8/14% (109 هکتار) به شبکه معابر 1/3%(22 هکتار) به باغات و مزارع 8/3% (75/27 هکتار) به مسیل و 51% (376 هکتار) به اراضی بایر و بقیه به سایر کاربر یها اختصاص یافته است. در شهر کنگان 24697 مترمربع فضای سبز وجود دارد.

منبع : شهرداری کنگان

ادامه عکسها در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
نوشته شده در 88/03/18ساعت توسط | |
سلام عزیزان گل

امیدوارم که خوب و سلامت باشید .باز برگشتم که بنویسم و فعالیت کنم.

خوب درسا تموم شد و ما راحت شدیم(هنوز تموم تموم نشده)

حالا مونده نتیجه...!!!!

خدا به دادمون برســــــــــــــــــــــــــــــــــــه

 

نوشته شده در 88/03/18ساعت توسط | |
آنکه نقاش است و نقشی ساخته
 با قلـــــــم طرح نویی انداخته
در مسیر واژه های دوستــــــــی
 سطر سطــری زآشنایی داشته
آنکه چون اسطوره های پارســی
 عین ولامی را به میم  افراشته
هم ردیف انبیاء و عارفـــــــــــان      
 پوششی بر جـــــهل جاهل بافته
آنکه آهنگ و کلامی دل ربــا
از یرای درس خـــــــــود آراسته
چشمه های معرفت جوشــــد ز او
 دانشی از حد فزون انبـــــــاشته
لحظه هایش پر شده از خـاطرات
 خاطراتی که زدل جان باخـــته
هرچه از عطرش ببویم کم بود
 او گلستان ها ز گل ها کاشته
آنکه معمار است و الگوی همه
 لاله ای بر قلب خود بگذاشته
با سلاح علم در راه مـــــــــــــراد
 چون جلوداران به کفران تاخته

آن معلّم آن مرّبی آن که او
 از فنونش عالمی پرداختــــــــه
او عزیز است و مقامش پاس دار
 چونکه یزدان نام او بنگاشته
عارف آن باشد که چون قطعه زمین
 هرکسی او را لگد انداخته
یعنی از زهد و کلام و علم او
 ذره ای از دانشش برداشته
نوشته شده در 88/02/12ساعت توسط | |
جواب سلام را با علیک بده ،
جواب تشکر را با تواضع ،
جواب کینه را با گذشت ،
جواب بی مهری را با محبت ،
جواب ترس را با جرأت ،
جواب دروغ را با راستی ،
جواب دشمنی را با دوستی ،
جواب زشتی را به زیبایی ،
جواب توهم را به روشنی ،
جواب خشم را با صبوری ،
جواب سرد را به گرمی ،
جواب نامردی را با مردانگی ،
جواب همدلی را با رازداری،
جواب پشتکار را با تشویق ،
جواب اعتماد را بی ریا ،
جواب بی تفاوتی را با التفات،
جواب یکرنگی را با اطمینان،
جواب مسؤلیت را با وجدان ،
جواب حسادت را با اغماض،
جواب خواهش را بی غرور،
جواب دورنگی رابا خلوص،
جواب بی ادب را با سکوت ،
جواب نگاه مهربان را با لبخند ،
جواب لبخند را با خنده ،
جواب دل مرده را با امید ،
جواب منتظر رابا نوید ،
جواب گناه را با بخشش،
جواب خوبی را با خوبی بده .
جواب بدی را هم با خوبی بده .
هیچ وقت جواب سر بالا نده .
هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار.

مطمئن باش هر جوابی که بدهی "یه روزی، یه جوری، یه جایی"به تو باز می گردد!!

نوشته شده در 88/02/11ساعت توسط | |

روزی پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم از مدینه طیّبه بیرون رفت كه دید مرد عربی سر چاهی برای شتر خود آب می‌كشد.
فرمود: آیا كسی را اجیر می‌خواهی كه برای شترت آب بكشد؟
عرض كرد: بلی، به هر دلوی، سه خرما اجرت می‌دهم.
حضرت راضی شد و یك دلو آب كشید و سه خرما اجرت گرفت. سپس هشت دلو دیگر كشید كه ریسمان قطع شد و دلو به چاه افتاد. مرد عرب غضبناك شد و با جسارت به صورت مبارك رسول خدا سیلی زد!
آن بزرگوار دست خود را میان چاه كرد و دلو را بیرون آورد و خود راهی مدینه شد.

چون اعرابی این حلم و حسن خلق را از پیامبر اکرم دید دانست كه آن حضرت بر حق بوده است. بنابراین با كاردی، دستی را كه به پیامبر صلوات الله علیه جسارت كرده بود قطع نمود و غش كرد و بر زمین افتاد. در همان حال قافله‌ای از آن راه می‌گذشتند.
مرد عرب را بدین حال دیدند. چون آب به صورتش پاشیدند به هوش آمد. گفتند: تو را چه شده؟
گفت: به صورت پیامبر خدا سیلی زده‌ام. می‌ترسم كه دچار عقوبت شوم!
پس برخاست و دست قطع شده خود را به دست دیگر گرفت و در پی رسول الله راهی مدینه شد. در مدینه به سلمان برخورد و  ایشان وی را به خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها برد. در آنجا پیامبر خدا نشسته و حسین علیه السلام را روی زانو جای داده بود.
اعرابی جلو رفت و عذر خواهی نمود. پیامبر اکرم فرمود: چرا دستت را قطع كرده‌ای؟
گفت: من دستی را كه به صورت نازنین شما سیلی زده باشد نمی‌خواهم.

پیامبر اکرم فرمودند: اسلام بیاور و به یگانگی خدا اقرار كن!
عرض كرد: اگر شما بر حقّید دست قطع شده مرا به حال اوّل برگردانید و شفا دهید.

پیامبر دست قطع شده‌اش را به موضع خود گذاشت و فرمود: "بسم الله الرحمن الرحیم" و نفسی كشید و دست مبارك خود را به موضع قطع شده مالید.
دست مرد عرب به حال اوّل بازگشت و او شهادتین به زبان جاری كرد و اسلام آورد.

 

 

نوشته شده در 88/02/05ساعت توسط | |
اینجا کلیک کنید
نوشته شده در 87/12/21ساعت توسط | |

سلام بر حسین و اربعینش... سلام بر اربعین و زائرانش!
 سلام بر اندوه های دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مویه نشستند. به شوق زیارت صحن و سرای جان فزایت، اربعین شهادتت را به سوگ می نشینیم، یا حسین!

و اربعین از رازهای هستی است و اربعین حسین (ع) روز بسط لطف اوست بر پیروان و دوستدارانش. و در مقام حسین (ع) همین بس كه در زیارت اربعینش خطاب به جدشان محمد مصطفی (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علی (ع) و مادر گرامیشان فاطمه (س) میگوییم كه خداوند عزاداری شما را در رثاء حسین (ع) فبول فرماید.


نوشته شده در 87/11/28ساعت توسط | |
 

زندگي نوشيدن قهوه است

گروهي از فارغ التحصيلان پس از  گذشت  چند  سال  و  تشكيل  زندگي و رسيدن به موقعيت هاي خوب كاري  و ا جتماعي طبق قرار قبلي به ديدن يكي از اساتيد مجرب دانشگاه خود رفتند. بحث جمعي آن ها خيلي  زود  به  گله  و  شكايت از استرس هاي ناشي از كار و زندگي كشيده شد. استاد براي پذيرايي از ميهمانان به آشپزخانه رفت و با يك قوري قهوه و تعدادي از انواع قهوه خوري هاي سراميكي، پلاستيكي و كريستال كه برخي ساده و برخي گران قيمت بودند بازگشت. سيني را روي ميز  گذاشت  و  از  ميهمانان خواست تا از خود پذيرايي كنند. پس از آنكه همه براي خود قهوه ريختند استاد گفت: اگر دقت كرده باشيد حتما متوجه شده ايد كه همگي قهوه خوري هاي گران قيمت و زيبا را برداشته ايد و آنها كه ساده و  ارزان قيمت بوده اند در سيني باقي مانده اند. البته اين امر براي شما طبيعي و بديهي است. سرچشمه همه مشكلات و استرس هاي شما هم همين است. شما فقط  بهترين ها  را  براي  خود  مي خواهيد .  قصد اصلي همه شما نوشيدن قهوه بود اما آگاهانه قهوه خوري هاي بهتر را انتخاب كرديد و البته در  اين  حين به آن چه ديگران برمي داشتند نيز توجه داشتيد. به اين  ترتيب  اگر  زندگي  قهوه  باشد ،  شغل ،  پول ، موقعيت اجتماعي و ... همان قهوه خوري هاي متعدد هستند. آنها  فقط  ابزاري   براي  حفظ  و  نگهداري زندگي اند، اما كيفيت زندگي در آنها فرق نخواهد داشت. گاهي، آن قدر  حواس  ما  متوجه  قهوه  خوري هاست كه اصلا طعم و مزه قهوه موجود در آن را نمي فهميم. پس  دوستان  من ،  حواستان به فنجان ها پرت نشود... به جاي آن از نوشيدن قهوه خود لذت ببريد

نوشته شده در 87/11/17ساعت توسط | |

جشن سا ل جدید غربی ها رابیایید در غزه بگیریم

 

درخت کریسمس مان زیتونی است که با خون شهدای غزه تزئین شده است. برف تیروگلوله می آید.

بیدارشو کودک تنهای فلسطین نکند تو هم مانند هم بازی هایت به خواب ابدی فرو رفته ای؟ بیدار شو خاکها راازروی صورتت  پاک کن .موهایت راازجلوی چشمان اشک آلودت کنار بزن خوب می دانم تپه خاکی که برآن خوابیدی دیروز خانه تان بوده است .

نه !... اشتباه نکن ...!این صدای بازی دوستانت نیست که در کوچه می آمدواز شنیدن آن به شعف می آمدی نه این  صدای ناله ی زنان و کودکان فلسطینی است .

بابانوئل اسرائیلی برایت هدیه آورده خون برادرانت را تنهایی وهم انگیز شبهایت را سکوت سرد زمستان وجودت را

بلند شو بایست به آسمان بنگر گرمی دست حماس را بر شانه هایت حس کن ....

پیروزی نزدیک است.

نوشته شده در 87/10/15ساعت توسط | |
                                                      بسم رب الحسين

مــرا از جوهــر غـم آفـريـدند.
تــو را از ابــر, نـم نـم آفريـدنـد.
براى گريه درسوگ حسين است.
اگــر مـــاه محـــرم آفـريـدنـد.


بازحماسه پرشوروخوروش عاشورا و باز شور حسيني؛عشق حسيني، ياد حسيني، نام حسيني شور است،شوري به پهناي بي نهايت.وغيرقابل توصيف،شورحسين سلام الله عليه نه به اين عصروعصرهاي گذشته منحصراست، اين شورسنگ بناي خلقت است و«چندين هزارساله قبل ازخلقت آدم البشراست كه درآسمان وزمين،دربين فرشتگان و ملائك برپابود».
نه آنكه شور حسين عليه السلام مختص محرم و عاشوراست ،اين شور جاودانه و ابديست، محرم وعاشورا نقطه اوج تعجلي آن است .
شورحسين عليه السلام زمزمه عشق است،اين شوراولين وآخرين نغمه ي عاشقي ايست، نغمه يي كه درطول عمرعاشق دردل او محوا گزيندومحرم هرسال اوج بيقراري وبي تحملي درفراق آن است.
شورحسين عليه السلام«رهايي ازقيدوبندگي غيرخدا»اوج آزادي روحي ومعنوي وكمال انسان است.

عاشورا، قبل از قیام مقدس حسینی(ع)، نام یک روز بود; اما امروز دیگر عاشورا نام یک مقطع زمانی نیست، نام یک فرهنگ است. عاشورا امروز دیگر یک حادثه نیست، یک مکتب فکری و یک نظام سیاسی و یک مجموعه فکری، فرهنگی، اخلاقی، سیاسی و جهادی است.
برگزاری مراسم عاشورا، در میان اندیشمندان، هرگز یک عادت نبوده و نیست. احیای عاشورا در فرهنگ تشیع یک عبادت بزرگ اجتماعی، یک مانور عظیم الهی - سیاسی و حرکتی حساب شده در جهت نمایش ولایت و برائت امت اسلامی است و اینجاست که گریستن و گریاندن ارج می‏یابد و مفهوم پیدا می‏کند.
عاشورای حسینی «سیستم دفاعی اسلام ناب محمدی‏»(ص) در طول قرون و اعصار است. عاشورای حسینی درخشانترین نمونه معروف‏گرایی و منکرستیزی در پهنه زمان و زمین است. ......
والسلام علی الحسین

و علی علی بن‏الحسین

‏و علی اولاد الحسین

و علی اصحاب الحسین(علیهم السلام)

       

نوشته شده در 87/10/10ساعت توسط | |
رئیس سازمان ثبت احوال کشور گفت: شناسنامه های موجود از بهمن تغییر می کند و به صورت مکانیزه و شکل جدید صادر می شود.
به گزارش شبكه خبر، محمدرضا آیت اللهی افزود: شناسنامه های جدید کوچک تر و با رنگ جدیدتر مشابه و اندازه گذرنامه های موجود است.

وی با بیان اینکه در شناسنامه های جدید همه اطلاعات افراد به طور دقیق تر و کامل تر منعکس خواهد شد گفت: در شناسنامه های جدید صفحه الصاق شناسنامه های موجود که محل مهر مناسبت هاست حذف شده و در داخل شناسنامه قرار گرفته است.

آیت اللهی از ضریب امنیتی بالای این شناسنامه ها خبر داد و گفت: صفحه نخست این شناسنامه که اطلاعات فرد در آن قرار دارد با یک لایه ویژه ( نمینت) شده است که در صورت جدا کردن آن ، همه اطلاعات شناسنامه از بین خواهد رفت.

وی اضافه کرد:همه اطلاعات شناسنامه های جدید به صورت مکانیزه در شناسنامه درجه خواهد شد و لذا از امنیت بالایی برخوردار است.

رئیس سازمان ثبت احوال کشور افزود: کاربران این سازمان آموزش های لازم را فرا گرفته اند و دستگاه های صدور شناسنامه های جدید نیز به همه استان ارسال شده است.

آیت اللهی اضافه کرد: به تدریج همه شناسنامه های موجود تبدیل به شناسنامه های مکانیزه خواهد شد.

وی با بیان اینکه این طرح برای افراد زیر 15 سال از دو سال قبل آغاز شده است گفت: طرح تغییر شناسنامه ها در نمایندگی های خارج از کشور نیز اجرا می شود.

آیت اللهی در ادامه از صدور 53 و نیم میلیون کارت ملی خبر داد و گفت: کارت ملی موجود تغییر نمی کند.
نوشته شده در 87/09/24ساعت توسط | |